تبليغاتX
کوچه باغ احساس

کوچه باغ احساس

تولد

سلام به همه دوستان

اميدوارم حال همتون خوب باشه

امروز يه روز استثناييه يه جور ديگه است يه رنگ ديگه است خوب امروز روز تولد منه(12 شهريور)هر كسي روز تولدش براش يه روز ويژه است ....

 نه كه اين روز با بقيه روزها فرق داشته باشه ها نه امروز هم مثل هر روز خورشيد از مشرق طلوع مي كنه چند ساعتي تو آسمون مي تابه و دوباره غروب مي كنه اما ارزشش به خاطر اينه كه آدم گذر زمان رو حس مي كنه تك تك ثانيه ها رو لمس مي كنه ......

مي دونيد تو اين روز احساسهاي مختلفي همه وجود آدم رو درگير مي كنه احساسهاي كاملا متناقض خوشحالي نگراني ترس اميد ..........

 هم حس خوشحالي شايد از اينكه گردش زمين يكبار ديگه روزي رو برات تكرار كرده كه پا به اين عرصه بيكران گذاشتي و به ياد مياري كه سالها قبل در چنين روزي پا به عرصه وجود گذاشتي وبه ياد مياري كه خداوند اين خالق بي همتا هنوز دوستت داره هنوز فراموشت نكرده چون به ياد اولين محبت هاي اون مي افتي همه وجود آدم غرق در لذتي وصف ناشدني مي شه يه جور خلسه وجود آدم رو مي گيره لبخندي روي لبها نمايان مي شه و ذهن انسان غرق خيالات مي شه .....

 

تو اين روز آدم نگاهي به گذشته مي كنه با خودش فكر مي كنه تو سالي كه گذشت چه اتفاقاتي افتاد ؟ چقدر سعي كردم كه خوب باشم؟چقدر موفق بودم؟چقدر دل شكستم؟چقدر بخشيدم؟چقدر رنجيدم؟ چقدر رنجاندم ؟چقدر تلاش كردم؟چقدر به قول هايي كه دادم عمل كردم؟

يه جور نگراني ترس و دلهره وجود آدم رو مي گيره با خودش مي گه يكسال بزرگتر شدم !!!يكسال گذشت!!!!22 سالم هم تموم شد ديگه وارد 23 سال شدم 

تك تك روزهاي سالي كه گذشت رو به ياد ميارم از روز تولدم سال سختي بود خيلي سخت و البته پر ازتجربه ...........

22 سالگيم رو باعشق آغاز كردم با محبت!!!

عزيزي  گفته بود اگه خالصانه عاشق وار به همه چيز عشق بورزي مطمئن باش كه مي بيني اون دليل همه ناكامي هامو تو اين مي دونست بهم گفت عاشق باش عاشق باش عاشق باش نترس كسي كه عاشقه نمي ترسه بهم مي گفت اگه تو رفتارت محبت داشته باشي حتي از اشيا اطرافت هم جواب عشقت رو مي بيني پس كو ؟؟؟ در پس هر بي مهري عشق ورزيدم پس جوابش كو؟؟؟هر بار كه شكستم نذاشتم حتي صداي شكسته شدن قلبم ديگري رو آزار بده پس چي شد ؟؟؟ من بي دريغ عشق ورزيدم  بي مضايقه دوست داشتم حتي نذاشتم كينه اي تو قلبم بمونه يكي يكي سر همه زخمهاي كهنه رو باز كردم از درد هر كدوم از زخمها ناله كردم اشك ريختم اما تحمل كردم چون مي خواستم براي هميشه مداواش كنم عشق رو جايگزين نفرت كردم محبت رو جايگزين كينه كردم نا بخشودني ها رو بخشيدم و به خاطر بديهايي كه كرده بودم استغفار كردم من 22 سالگيم رو با محبت شروع كردم اما درست از همون روز تولدم درد كشيدم شايدم يه جور تقاص بود

23 سالگيم رو آغاز مي كنم بدون عشق !!! عشق زميني براي هميشه ممنوع!!!عشق خيلي بالاتر از اونه كه تو زمين باشه عشق خيلي بزرگتر از اونه كه تو قلبي جا بشه خيلي وقته كه عشقي ديگه تو اين دنيا نيست هر كسي كه مي گه عاشقه دروغ مي گه مطمئنم دروغ مي گه خيلي وقته كه تو اين دنيا عشق زميني نيست.............

 

چند سال پيش روز تولدم فقط يه شعر هديه گرفتم

.........واسه روز ميلاد تن خود منو دور از دل و ديده ات نذاري

         همه تنهايي ها با من رفيقن منو در حسرت عشقت نذاري

         عزیزم جشن میلادت مبارک منو اون سوی جشن دل نذاری

          ............

اين قشنگترين هديه اي بود كه گرفتم هر چند كه ديگه به هيچ عشقي اعتماد ندارم

 

23 سالگيم رو آغاز مي كنم فقط با اعتماد به يگانه معبود الهيم

 

قربان لطف و محبت همتون

فهيمه

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 7:6  توسط فهیمه  | 

امروز دو تا از امتحانای اساسی مو خراب کردم هنوز باورم نمی شه دارم دیوونه می شم.....
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 16:24  توسط فهیمه  | 

اين طلوع زيبا هم براي توست عزيز دل
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 11:55  توسط فهیمه  | 

مهربانم بر گرد هنوز چشم به راه توام...

كي اشكاتو پاك مي كنه شبا كه غصه داري 

 

دست رو موهات كي مي كشه وقتي منو نداري

 

شونه كي مرهم هق هقت مي شه دوباره

 

از كي بهونه مي گيري شباي بي ستاره

 

برگ ريزوناي پاييز كي چشم به رات نشسته

 

از جلو پات جمع مي كنه برگاي زرد و خسته

 

كي منتظر مي مونه حتي شباي يلدا

 

تا خنده رو لبات بياد شب برسه به فردا

 

كي از سرود بارون قصه برات مي سازه

 

از عاشقي مي خونه وقتي كه رات درازه

 

كي از ستاره بارون چشماشو هم مي ذاره

 

نكنه ستاره اي بياد ياد تورو نياره ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 11:51  توسط فهیمه  | 

يگانه دنيا همه چيز پيشكش قلب مهربونت
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 7:6  توسط فهیمه  | 

هنوز هم...

اون كه عاشق بود و عمري

 

          از جدا شدن مي ترسيد...

 

همه هراس و ترسش

 

                       به دروغش نمي ارزيد...

 

چه اثر از اين صداقت !!!؟؟؟

 

           چه ثمر از اين نجابت  !!!؟؟؟

 

                          وقتي سر سوزن به وفا نكرديم عادت....

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 6:52  توسط فهیمه  | 

عاشقانه

بگذار سر به سينه من تا كه بشنوي

آهنگ اشتياق دلي دردمند را

شايد كه بيش از اين نپسندي به كار عشق

آزار اين غمين دل سر در كمند را

بگذار سر به سينه من تا بگويمت

اندوه چيست عشق كدامست غم كجاست

بگذار تا بگويمت اين مرغ خسته جان

عمريست در هواي تو از آشيان جداست

بگذار تا ببوسمت اي نوش خند جان

بگذار تا بنوشمت اي چشمه شراب

بيمار خنده هاي توام بيشتر بخند

خورشيد آرزوي مني گرمتر بتاب

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 6:39  توسط فهیمه  | 

من اگر دل به تو دادم تو ز من دل بردی

گر گناه است محبت تو گناه کار تری...

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 14:39  توسط فهیمه  | 

بي تو هرگز ...
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 6:41  توسط فهیمه  |